معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

141

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

اگر كسى سؤال كند كه اثبات عصمت « 1 » مر ايشان را با وجود اين نوع معاملات كه با يوسف پيش بردند چگونه تواند بود . جواب آنست كه عصمت انبيا را بعد از بعثت شرط است نه قبل از بعثت . و شيخ ابو طالب مكى در قوت القلوب آورده است : كه از ابتداى واقعهء يوسف از آنجا كه برادران گفتند « لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى أَبِينا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ » تا به آنجا كه فرمود : « وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ » شمرده‌ايم ، چهل و دو خطيئة است بعضى بزرگتر از بعضى كه از برادران يوسف بوجود آمده و همه را حق تعالى از ايشان عفو فرموده زيرا كه ايشان در درجه مجهولى بوده‌اند و قال رسول اللّه « اذا احبّ اللّه تعالى عبدا لم يضرّه ذنب » و عزيز يك نوبت در قدس « 2 » سخن گفت ، بوى وحى آمد يا عزيز « اعرض عن هذا و الّا نحو لك « 3 » من النّبوة » به يك سؤال با وى اين عتاب آمده زيرا كه در مقام محبتى « 4 » بوده و با اولاد يعقوب با وجود چهل و دو خطيئة مساهله فرمود كه ايشان در مقام محبوبىاند « 5 » و اللّه اعلم . و حاصل كلام آنست كه هر چه حق تعالى خواهد كند فعال ما يريد است ، اگر خواهد صد هزار گناه كبيره را ببخشد و بر روى كس « 6 » نياورد ، و اگر خواهد به يك صغيره بگيرد و به شفاعت هيچ شفيعى درنگذراند . « لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ » . رجعنا الى القصّه « 7 » و بعضى از عارفان گفته‌اند كه تمامى نعمت آنست كه بنده را رؤيت منعم

--> ( 1 ) - ح : نبوت . ( 2 ) - د : در قدس . ( 3 ) - ح : و الا محوتك . ( 4 ) - د : زيرا كه وى محبى بوده . ( 5 ) - د : در مرتبه محبوبى بودند . ( 6 ) - د : و پرواى كس ندارد . و كس را زهره چون و چرا نه . ( 7 ) - د : الى التفسير .